سرای عشق و علاقه

ماجرای جالب دوگدا
نویسنده : مهدی شاهین - ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٩
 

 دو گدا
دو گدا تو یه خیابون شهر رم کنار هم نشسته بودن. یکیشون یه صلیب گذاشته بود جلوش، اون یکی یه ستاره داوود.. مردم زیادی که از اونجا رد میشدن به هر دو نگاه میکردن ولی فقط تو کلاه اونی که پشت صلیب نشسته بود پول مینداختن.
یه کشیش که از اونجا رد میشد مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی که پشت صلیبه پول میدن و هیچ کس به گدای پشت ستاره داوود چیزی نمیده. رفت جلو و گفت: رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟ اینجا یه کشور کاتولیکه، تازه مرکز مذهب کاتولیک هم هست.
پس مردم به تو که ستاره داوود گذاشتی جلوت پول نمیدن، به خصوص که درست نشستی بغل دست یه گدای دیگه که صلیب داره جلوش. در واقع از روی لجبازی هم که باشه مردم به اون یکی پول میدن نه به تو.
گدای پشت ستاره داوود بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو کرد به گدای پشت صلیب و گفت: هی "موشه" نگاه کن کی اومده به برادران "گلدشتین*" بازاریابی یاد بده؟
* گلدشتین یه اسم فامیل معروف یهودیه

عجب عتیقه هایی بودند این دو گدا متفکر

 

دوستان منو ببخشید که این روزها فرصت نت آمدن ندارم

شرمنده روی ماه همتون هستم و قول میدم در آینده بیشتر بیام و به همتون سر بزنم

کوچیک شما: شاهین

در پناه حق

 


 
 
قورباغه
نویسنده : مهدی شاهین - ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ خرداد ۱۳۸٩
 

 باسلام خدمت همگی

امروز تصمیم گرفتم یه حگایت داغ از ماجرای یه خانم و آرزوهایش  براتون بزارم هرچند ممکنه مشابه این داستان رو قبلا شنیده باشید ولی حتم دارم ارزش دوباره خوندنو داشته باشه

ماجراهای قورباغه و زن:

خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد.
خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد.

 

 

 

قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم. عینک
خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم! نیشخند
خانم کمی تامل کرد و گفت؛ مشکلی ندارد. متفکر
آرزوی اول خود را گفت؛ من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم. خیال باطل
قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست دهی. از خود راضی
خانم گفت؛ مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد.
بعد گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم. قورباغه به او گفت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است به زندگی تان لطمه بزند. از خود راضی
خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند شد.
آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد.
خانم گفت؛ می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم! متفکر
نکته اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس باهاشون درگیر نشین. چشمک

 

 قابل توجه خواننده های خانم؛ پیشنهاد میشود ادامه داستان را نخوانید!..بازنده

شاید بعضیها بتونن حدس بزنن بعدش چه اتفاقی افتاد ولی از آنجایی که آیکیوی بعضی از خانمها پایینه پیشنهاد میکنم از علاقه مندان که به ادامه مطلب مراجعه کنندنیشخند     


 
 
داستان کوتاه
نویسنده : مهدی شاهین - ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ دی ۱۳۸۸
 

سلام به همگی  نقل قولی حکیمانه در قالب داستانی کوتاه براتون تهیه کردم امیدوارم مفید واقع بشه
کمی وقت بگذارید و این داستان کوتاه را بخوانید مطمئناً چیزهای زیادی را میفهمید و درک میکنید

 

چند وقت پیش زمانی که بستنی خیلی گران نبودیک پسر ده ساله به یک کافی شاپ رفت موقعی که پشت میز نشست از گارسون پرسید قیمت بستنی گردویی چقدر است او گفت 50 سنت

پسر از جیبش پول درآورد و آنرا شمرد سپس پرسید قیمت بستنی ساده چقدر است؟

آنجا افراد دیگه ای هم بودند که منتظر بستنی بودند!!

گارسون با بد اخلاقی و بی حوصلگی با تندی گفت 35 سنت است

پسرک دوباره پولش راشمرد و گفت لطفا یک بستنی ساده بدهید

گارسون بستنی را همراه با صورت حساب برای او برد.

پسر بستنی را خورد و پولش را به صندوق پرداخت کرد

وقتی گارسون میز را تمیز میکرد شروع کرد به گریه کردن.....در گوشه بشقاب 15 سنت بابت انعام برای او گذاشته بود!!!!!!!

بله پسر به جای بستنی گردویی بستنی ساده خورد تا بتواند به او انعام بدهد!!!!

چطور بود دوستان من که تحت تأثیر قرار گرفتم

امیدوارم برای شما هم همینطور بوده .....

درواقع اگر بخواهیم به هم کمک کنیم میتوانیم فقط کافیه بخواهیم

در ادامه مطلب نیز داستان دیگری نهفته که همین منظور را میرساند در قالبی دیگه پیشنهاد میکنم اگه حوصله کردین آن را نیز مطالعه نمایید