سرای عشق و علاقه

دخترک گل فروش
نویسنده : مهدی شاهین - ساعت ٧:۳٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ تیر ۱۳٩٠
 

 سلام خدمت همگی
خدایا! وقتی امروز دخترک گل‌فروش به سویم دوید و با اصرار از من خواست دسته‌ای گل از او بخرم، بی‌اعتنا به نگاه خسته‌اش راه سخاوت و بخشندگی را بر او بستم.

 

پروردگار مهربان و دوست‌داشتنی من! اکنون که در آسمان شب به دنبال ستاره‌ای می‌گردم و آنها را نمی‌یابم با خود فکر می‌کنم مردمک‌‌های چشمان خسته دخترک، ستارگان پرنور من در سیاهی شبی تار بوده‌اند. ستاره‌هایی که مرا به تو رهنمون می‌شدند. بارالها! از تو می‌خواهم تا روشنایی صبح، فرصتی عطا کنی تا بتوانم ستاره‌های گمشده نگاه پر دردی را بیابم تا در بارگاه تو دست خالی نمانده باشم.