سرای عشق و علاقه

باز هم باران
نویسنده : مهدی شاهین - ساعت ٧:۱۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩٠
 

سلام

باران را خیلی دوست دارم.خیلی بیشتر از آنچه تصورش را بکنید.همینقدر بگویم که وقتی باران میبارد امکان ندارد مرا زیر سقف یا هر سایه بان دیگر ببینید.باران که می آید عاشق می شوم عاشقتر از همیشه و شروع می کنم به کوچه گردی.

کوچه های غربت اگر چه عاشقانه نیست اما ترانه های من از آنجا به معراج عشق می روند. خیلی وقت است که باران نیامده خیلی وقت است که از فرق سر تا عمق کفشهایم خیس نشده خیلی وقت است که ترانه های بارانی نگفته ام.

خیلی وقت است که تو را ندیده ام پاییز دیگر خواهد رسید و باز باران خواهد بارید تو هم که میایی پس دیگر هیچ چیزی برای گریه کردن کم نخواهد بود. منتظرت می مانم تا تو بیایی و من زیر باران-خیس خیس- به تو بگویم:** دوستت دارم **