سرای عشق و علاقه

عشق و علاقه به سبک ایرانی
نویسنده : مهدی شاهین - ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

سلام به همگی

مطلب مهمی رو میخواستم در قالب طنز خدمتتون عرض کنم

عنوانش هست: ازدواج به سبک ایرانی

روزی زن و شوهر جوانی از راهی می رفتند . ماموران امر به معروف تا آنها را دیدند خواستند یه گیری بهشون بدن پس جلوشونو گرفتن و پرسیدند:

آهای شما بیایید اینجا ببینم. بنده خداها اومدند جلو . ماموره پرسید بگید ببینم شماها با هم چه نسبتی دارید؟ زن و شوهر جواب دادند : زن و شوهریم . از آنها مدرک خواست: گفتند نداریم ! ماموران پرسیدند پس چگونه باور کنیم که شما دو نفر زن و شوهرید؟ گفتند ما نشانه های فراوانی داریم برای ثابت کردن این امر

اول اینکه آن مدل افراد که شما مد نظرتان هست، دست در دست هم راه می روند و ما دستهایمان از هم جداست.

دوم آنکه آنها هنگام راه رفتن و صحبت کردن به هم نگاه می کنند و ما رویمان به طرف دیگریست.

سوم آنکه آنها هنگام صحبت کردن و راه رفتن با احساس با هم حرف می زنند و ما به هم هیچ احساسی نداریم.

چهارم آنکه آنها با هم بگو بخند می کنند و ما غمگینیم.

پنجم آنکه آنها به هم چسبیده راه می روند و ما یکی از آن یکی جلوتر می رود.

ششم آنکه آنها هنگام با هم بودن کیکی بستنی چیزی می خورند و ما هیچ نمی خوریم

هفتم آنکه آنها هنگام با هم بودن بهترین لباسهایشان را می پوشند و ما لباسهای قدیمی و کهنه تنمان است

هشتم آنکه...........!!!!!!!!!!!!!!!

ناگهان ماموران عصبانی شدند و گفتند: بفرمائید تشریف ببرید من معذرت میخوام مثل اینکه اشتباه شده

حالا از شوخی گذشته این مطلب خیلی مهمه!!!!!!!!

یه نکته که ذهن منو به خودش مشغول کرده این هست که چرا بعد اینکه یه زوج با هم ازدواج میکنند مثل دوران دوستی یا نامزدی عاشقانه همدیگرو دوست ندارند یا شاید دوست دارند ولی به روی هم نمیارن و بهتر بگم به زبون نمیارن و بروز نمیدن....چرا؟؟؟

واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا آمار طلاق در کشورما اینقدر بالاست چرا نمیتونیم مثل آدم زندگی کنیم و تا مشکلی برای یکی از طرفین پیش میاد طرف مقابل دنبال کیس مناسب دیگه ای میگرده که خودشو مثلا نجات بده

 این موضوع برای یکی از دوستانم پیش اومده که دارم میگم

 پس کو آنهمه عشق و علاقه... کجا رفت آنهمه جملات قشنگی که قبل از ازدواج بار هم میکردن..... عجب دنیای کثیفیه حال آدم رو به هم میزنه ......

من از شما یه سوال دارم وقتی یکی به من گفت دوستت دارم و بدون تو نمیتونم زندگی کنم آیا میتونم حرفشو باور کنم چطور باید باورش کنم وقتی به عینه دارم زندگی دوستمو میبینم که تباه شده

دو حالت داره یا باید به خودم تلقین کنم که نه حالا اون دوستش تو زرد از آب دراومده دوست من مثل اون نیست

یا باید ازش به عنوان یه تجربه تلخ یاد کنم و مواظب باشم به سرنوشت دوستم دچار نشم

کدوم حالت درسته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ببخشید سرتونو درد آوردم

 من خوشحال میشم نظرتونو در این مورد بدونم

منتظر نظرات خوب شما هستم

موفق و موید باشید