سرای عشق و علاقه

خرید شوهر
نویسنده : مهدی شاهین - ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

سلام
دوستان عزیزم امروز به طور اتفاقی مطلبی رو میخوندم که یکی از دوستانم برام ایمیل کرده بود خیلی جالبه منم تصمیم گرفتم براتون بزارم که لذت ببرید.....
البته شایدم شما خونده باشید....چشمک
نمیدونم بگم خوشبختانه یا متاسفانه ولی فقط میگم که مربوط میشه به خانمها و اینکه هیچ وقت نمیشه راضیشون کرد و همیشه دنبال بهترین میگردن اصلا هم به این فکر نمیکنن که شاید جلوتر سراب باشه.
خوب عنوانش هست خرید همسرنیشخند

 

ماجرااز این قراره که:
یک مرکز خرید وجود داشت که زنان می توانستند به آنجا بروند و مردی را انتخاب کنند که شوهر آنان باشد.چشمک
این مرکز، پنج طبقه داشت و هر چه که به طبقات بالاتر می رفتند خصوصیات مثبت مردان بیشتر میشد. اما اگر در طبقه ای دری را باز می کردند باید حتما آن مرد را انتخاب می کردند و اگر به طبقه ی بالاتر می رفتند دیگر اجازه  برگشت نداشتند و هرکس فقط یک بار می توانست از این مرکز استفاده کند.
روزی دو دختر که با هم دوست بودند به این مرکز خرید رفتند تا شوهر مورد نظر خود را پیدا کنند.
در اولین طبقه، بر روی در نوشته شده  بود:

“این مردان، شغل و بچه های دوست داشتنی دارند.”
دختری که تابلو را خوانده بود گفت: “خوب، بهتر از کار داشتن یا بچه نداشتن است ولی دوست دارم ببینیم بالاتری ها چگونه اند
پس به اتفاق به طبقه ی بالایی رفتند

در طبقه ی دوم بر روی در نوشته شده بود:

“این مردان، شغلی با حقوق زیاد، بچه های دوست داشتنی و چهره ی زیبا دارند.”
دختر گفت: “هوووومممم
طبقه بالاتر چه جوریه؟”
پس باز هم رفتند به طبقه سوم که روش نوشته شده بود:

“این مردان شغلی با حقوق زیاد، بچه های دوست داشتنی و چهره ی زیبا دارند و در کارهای خانه نیز به شما کمک می کنند.”
دخترگفت: “وای
. چقدر وسوسه انگیز ولی بریم بالاتر.” و دوباره رفتند
وقتی وارد طبقه چهارم شدند بر روی در اینگونه نوشته شده بود:

“این مردان شغلی با حقوق زیاد و بچه های دوست داشتنی دارند. دارای چهره ای زیبا هستند. همچنین در کارهای خانه نیز به شما کمک می کنند و اهداف عالی در زندگی دارند”
آن دو واقعا به وجد آمده بودند

دخترگفت: “وای چقدر خوب. پس چه چیزی ممکنه در طبقه آخر باشه؟”
پس بی درنگ وبا اشتیاق و بدون معطلی به طبقه پنجم رفتند

حدس میزنید چه نوشته شده بود؟؟؟؟؟چشمک

               

درآنجا نوشته بود:

“این طبقه فقط برای این است که ثابت کند زنان راضی شدنی نیستند! یعنی اگر هزار طبقه با هزار امکانات دیگر بزاریم زنها بی درنگ بالا خواهند رفت و هیچ چیز جلودار آنها نیستنیشخند

ضمناَ از این که به مرکز ما آمدید متشکریم و روز خوبی را برای شما آرزومندیممژه    قلب

امیدوارم از خوندنش لذت برده باشید

راستی یه سری عکس طنز البته کاریکاتور هستش در مورد ازدواجه
پیشنهاد میکنم به ادامه مطلب هم بریدضرر نمیکنید


 
 
فواید گاو بودن
نویسنده : مهدی شاهین - ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

 

سلام دوستان من امروز تصمیم گرفتم مطلبی براتون بزارم برگرفته از یک ایمیل که دوست خوبم برام فرستاده و خواسته تا در صورت تمایل براش آپش کنم....

منم به رسم ادب و با توجه به احترامی که برای ایشون قائلم با کمال میل این کارو کردم و براتون میزارم شاید شماها هم بشناسیدش قبلا وبلاگ داشت البته مطمئنم خیلیهاتون میشناسیدش اسم وبش (باشه خودت خواستی) بود و تو دنیای مجازی خیلی مهربون و دوست داشتنی شاید براتون آشنا باشه و به نویسندگی بی وفا البته اسم مستعارشون این بود ولی من به شخصه در کامنتایی که براش میزاشتم اسمشو باوفا مینوشتم ما که نفهمیدیم چرا وبلاگشو تعطیل کرد ولی امیدوارم هرجا هست سالم و سرحال و شاد باشه .... 

 

 ولی انصافا مطلب زیبایی برام میل کرده در مورد فواید گاو بودن که یک شاگرد مدرسه در قالب یه موضوع انشاء که معلمش داده نوشته و برای ایشون و بقیه دانش آموزان میخونه...

من که با خوندنش کلی خندیدم امیدوارم شما هم از خوندنش لذت ببرید. خوب دیگه زیاد حرف نمیزنم.

  حالا از شما دعوت میکنم جهت مطالعه به ادامه مطلب برید .....


 
 
فلسفه عشق
نویسنده : مهدی شاهین - ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

سلام دوستان همراه من

گاه از گذشت لحظه ها و روزها اینطور به نظر می رسه که زندگی جز خوابی نیست. لذایذ زندگی پایدار نیستند .پس از سپری شدن هر لحظه جز خاطره ای از آن به جای نمی ماند...

عشق آرزوست و آرزو همه یک احساس بنابر این هرگاه احساسی عمیق بر انسان حاکم می شه چیزی آرزو می کنه عشق در حقیقت بستگی به تناسب آگاهی افراد متفاوته.....

هیچ کس شایستگی نداره که ادعا کنه و بگه روحش به درجه ای از کمال رسیده که دیگر جای شکوفایی برایش باقی نمانده است...

عشق تو وجود هممون هست فقط باید بیدارش کنیم..

 

 

فکر کنم عده ای از شما عزیزان به دلیل اینکه اینقدر ضد دختر مینویسم دلتون از دستم خونه....ولی باور کنید تو دلم هیچی نیست و همتونو دوست دارم و همیشه برای همتون بهترینها رو آرزو داشتم و دارم....

امروز یه مطلبی میخوام براتون بزارم تحت عنوان فلسفه عشق البته از خودم نیست ...یه رمان عاشقانه خوندم( لحظه های بی تو) و خیلی از خوندنش لذت بردم یه قسمتی نویسنده در مورد فلسفه عشق نوشت و منم تصمیم گرفتم از روش براتون بنویسم برای همین از شما هم دعوت میکنم حتما مطالعه بفرمائید....

 

 

لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ضمنا از دوستایی که تمایل دارن بیشتر بدونن و علاقمند به یافتن عشق حقیقی هستن پیشنهاد میکنم رمان لحظه های بی تو رو بخونن و لذت ببرن