سرای عشق و علاقه

دوست خوب کیست
نویسنده : مهدی شاهین - ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ آذر ۱۳۸۸
 

سلام به همه دوستان عزیزم

فرارسیدن ایام سوگواری امام حسین(ع) را به همه شما عزیزان تسلیت میگم

تا ابد جلوه گه حقّ و حقیقت سر ِ تست

                                                      معنى مکتب تفویض، على اکبر تست

اى حسینى که تویى مظهر آیات خداى

                                             این صفت از پدر و جدّ تو در جوهر تست

درس آزادگى عبّاس به عالم آموخت

                                             زآن که شد مست از آن باده که در ساغر تست

طفل شش ماهه تبسّم نکند، پس چه کند؟!

                                             آن که بر مرگ زند خنده على اصغر تست

درمورد دوست خوب حرفهای زیادی میشه زد میشه یه دوست خوب رو مثل یه برادر یا خواهر دونست خیلی از ماها رازهای دلمونو به برادر یا خواهرمون نمیگیم ولی به دوستی که بهش اعتماد داریم خیلی راحت حرف دلمونو میزنیم در نهایت یه دوست خوب میتونه تو زندگیمون تأثیر گذار باشه

دوست خوب کسی نیست که ماهی دستت می ده، دوست خوب کسیه که ماهیگیری یادت می ده

دوست خوب مثل یه جنس عطیقه می مونه هر چی زمان ازش بگذره، ارزشش بیشتر می شه

دوست خوب مثل فرمان ماشین می مونه که بهت کمک می کنه در مسیر درست ماشین تو ببری 

یک دوست، حتی وقتی کاری می کند که دوست ندارید، هنوز دوست شماست شاید واقعا به صلاحت بوده پس بهتره زود قضاوت نکنیم

 

ای دوست از آن خوشم که روی تو نیکوست
حالا چطوری باید پیداش کرد؟؟؟؟
اگر «دوست‏یابى» و «نفوذ در دل‏ها» را هنر به شمار آورده‏اند، چندان هم بى‏حساب نیست.

مهرورزى به دیگران، آمیخته به ایثار و از خودگذشتگى و ندیدن «خود» و برگزیدن «دیگرى» است.
آنکه اسیر «خودخواهى» است، نمى‏تواند دوست‏دار دیگران باشد. در نتیجه، خودخواهان مغرور و خودپسندان متکبر، از راه‏یابى به دل مردم محروم‏اند واز چشیدن شهد محبوبیّت، ناکام.
«صحبت یارانِ یکدل، کیمیایى دیگر است.»
این کیمیاى محبت، صفا بخش زندگى نیز مى‏شود و آنان که از آن بى‏بهره‏اند، دچار زندگى‏هاى سرد و بى‏روح‏اند.

موفق باشید دوستان خوبم 

 

 

 


 
 
موجودی به نام زن
نویسنده : مهدی شاهین - ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸۸
 

 

سلام به همه دوستان عزیزم امروز میخوام با عذر خواهی از زنان مطلبی در موردشون بنویسم امیدوارم کسی به دل نگیره

در مورد زنان هرچی میشنوید کم شنیدید ....
البته قصد توهین ندارم ولی همونطور که میدونید شیطان به خاطر رسیدن به اهدافش همواره از زنان به طرق مختلف استفاده کرده البته ناگفته نمونه خود زنان در بعضی از موارد شیطونو توی جیبشون میزارن یعنی به خود شیطان هم درس میدن میگید نه داستان زیر گویای این مسئله هستش
خواهش میکنم تا پایان بخونید و نظر بدین

 

یک روز یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف ناجوری می کنه ...بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه ...ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جون سالم بدر می برن ...

وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان ، رانندهء خانم بر میگرده میگه - آه چه جالب شما مرد هستید ! ببینید چه به روز ماشینامون اومده ! 

همه چیز داغون شده ولی ما سالم هستیم! این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و ارتباط مشترکی رو با صلح و صفا آغاز کنیم! 

مرد با هیجان پاسخ میگه: اوه "بله کاملا" با شما موافقم این باید نشونه ای از طرف خدا باشه ! 

بعد اون خانم زیبا ادامه میده و میگه : ببین یک معجزه دیگه! ماشین من کاملن داغون شده ولی این شیشه مشروب سالمه .مطمئنا خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن که میتونه شروع جریانات خیلی جالبی باشه رو جشن بگیریم ! 

و بعد خانم زیبا با لوندی بطری رو به مرد میده . 

مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان میده و در حالیکه زیر چشمی اندام خانم زیبا رو دید می زنه درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو می نوشه و بطری رو برمی گردونه به زن . 

زن درب بطری رو می بنده و شیشه رو برمی گردونه به مرد. 

مرد می گه شما نمی نوشید؟! 

زن لبخند شیطنت آمیزی می زنه در جواب می گه نه عزیزم ، فکر می کنم الان بهتره منتظر پلیس باشیم
حالا دیدید بی خود نگفتم

ضمنا ادامه مطلب یه داستان دیگه ای نهفته از این جذاب تره

پیشنهاد میکنم ادامه مطلبمو حتما بخونید

نظر یادتون نره


 
 
عکسهای فانتزی(حیوانات)
نویسنده : مهدی شاهین - ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ آذر ۱۳۸۸
 

با عرض سلام خدمت همه دوستان عزیز

میبخشید یه چند روزی نبودم رفته بودم شمال برای پیشواز آخه مسافر سوریه داشتیم پدر و مادر عزیزم رفته بودن خدا رو شکر که به سلامتی برگشتند

چون ماه محرم نزدیکه باید یواش یواش خودمونو آماده کنیم، تصمیم گرفتم قبلش یه چند تا عکس فانتزی باحال براتون بزارم تا یکم بخندید امیدوارم لذت ببرید با آرزوی لحظات شاد برای شما

 

 

راستی برای دیدن بقیه عکسها لطفا برید ادامه مطلب  


 
 
انسان از دید دکتر شریعتی
نویسنده : مهدی شاهین - ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۸
 

 

 

سلام دوستان عزیزم

در گذشته انسانهای نازنینی زندگی میکردند که جای خالی آنها احساس میشود یکی از آن عزیزان کسی نیست جز دکتر علی شریعتی که معرف حضور همه شما نیز هست.

 

 

دکتر شریعتی انسان ها را به چهار گروه زیر دسته بندی کرده است :
دسته اول
آنانی که وقتی هستند، هستند و  وقتی که نیستند هم نیستند

عمده آدم‌ها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

دسته دوم

آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است.

دسته سوم

آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند

آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

دسته چهارم

آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم هستند

شگفت‌انگیزترین آدم‌ها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

امیدوارم هیچ یک از شما عزیزان جزء دسته اول یا دوم نباشید اگه از دسته چهارم هم نشدید اشکالی نداره سعی کنید از دسته سوم باشید ضمناً مایلم نظرات شما را هم بشنوم.

 در پناه حق، شاد باشید و مسرور.

(مهدی شاهین)

 


 
 
ازدواج
نویسنده : مهدی شاهین - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ آذر ۱۳۸۸
 

با عرض سلام به همه دوستان و همراهانی که پیوسته مطالب این وبلاگو دنبال میکنید

ازدواج مقوله عجیبیه اینطور نیست؟؟

شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟
 
استاد در جواب گفت: به گندومزار برو و پرخوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندومزار، به یاد داشته که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی؟
 
شاگرد به گندمزار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
 
استاد پرسید: چه آوردی؟
 
و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلو می رفتم، خوشه های پرپشت تر می دیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندمزار رفتم.
 
استاد گفت : عشق یعنی همین!
 
شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟
 
استاد به سخن آمد که: به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی!
 
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت.
 
استاد پرسید که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگرد.
 
استاد باز گفت: ازدواج یعنی همین!!

تا اینجا ش خیلی خوبه حالا میخوام یکم بخندونمتون زود برین ادامه مطلب

قضیه جدّیه!!!!! ((((ازدواج موقت))))

 


 
 
فرق دختر و پسر
نویسنده : مهدی شاهین - ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ آذر ۱۳۸۸
 

با سلام به همه

این دفعه میخوام به همه بگم که آقایون چه تفاوتهای عمده ای با خانمها دارن

البته اینم بگم زیاد این صحبتها رو جدی نگیرید

 امروز هم میخوام یخورده به اتفاق بخندیم

 البته اگه کسی ناراحت نمیشه

 فاصله است بین دوست داشتن و داشتن دوست
دوست داشتن امری لحظه ایست
اما داشتن دوست استمرار لحظه های دوست داشتن است

خوب بهتره زیاد حاشیه نرم لطفا برید ادامه